تبليغاتX
خاطره711

 

 

 

 

 

 

کوچیک که بودم هر وقت به آسمون نگاه می کردم

مثل همه میگفتم اون ستاره که پر نورتر مال من

ولی الان دیگه اونطور فکر نمی کنم

الان وقتی آسمونو نگاه می کنم

دنبال کم نورترین ستاره می گردم

چون فهمیدم که پر نورترین ستاره

مال همه است و همه فقط اونو نگاه میکنند

در حالی که هیچ کس کم نورترین رو نمی خواد

و اون تنها مال من

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه 30 اردیبهشت1385 و ساعت 22:39 |

 

 

 

یک  سال از عمرم گذشت

یک سال بزرگتر شدم

یه حس عجیبی دارم

نمیدونم

باید خوشحال باشم

یا ناراحت

کوچیک که بودم

دوست داشتم

زود بزرگ شم

ولی الان اینطوری نیستم

به هر حال

۱ سال هم از عمرمون گذشت

امیدوارم

عمر با عذت داشته باشم

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385 و ساعت 22:44 |

 

 

 

 

 

تولدم مبارک

 

امروز ۲۲ سالم شد

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه 26 اردیبهشت1385 و ساعت 0:28 |

 

 

 

 

بوی غربت می دهم اما غریبه نیستم

گرچه می دانم عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرد ه ام

تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر روی یا  روی اشتیاق

لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم

دستهایت برگ عمر سبزم را ربود

گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

یاری ام کن ای فریماه شبم

تا بدانم در جستجوی کیستم

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه 24 اردیبهشت1385 و ساعت 12:14 |

 

 

 

 

 

از  خداوند نیرو خواستم ،ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.

از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم ،نا توانم آفرید که کارهای بهتری انجام دهم.

از او ثروت خواستم که سعاد تمند شوم،فقرم بخشید که عاقل باشم.

از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را بدست آورم،شکستم بخشید که بدانم پیوسته نیاز مندم.

از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم ،آنچه خواستم به من نداد.

لیکن

آنچه بدان امید د اشتم به من بخشید و دعاهای ناگفته ام مستجاب شدند.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385 و ساعت 11:38 |

 

 

 

 

با نگاهم به گل گفتم از تو زیباتر چیست؟

گفت :(زندگی)

زندگی کردم دیدم زیباست اما بی وفا به زندگی گفتم از تو زیباتر کیست؟

گفت:(عشق)

عاشق شدم و دیدم زیباست اما می سوزاند به عشق گفتم این چه رسمی است؟

از تو زیباتر کیست؟

گفت:(دوستی)

یاری جستم و در اوج زیبایی ها غرق شدم

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه 16 اردیبهشت1385 و ساعت 14:32 |

 

 

 

 

خیلی دلتنگم

...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه 11 اردیبهشت1385 و ساعت 20:28 |
 

 

 

 

 

هر چی خودمو قانع می کنم

نمی شه

هر چی به خودم می گم بابا بی خیال

اما نمی تونم

خدایا کمکم کن من چرا اینجوری شدم

یعنی این منم ؟

که انقدر ضعیف شدم تا حالا خودمو اینطور ضعیف نشناخته بودم

فقط

خدایا  خودت کمکم کن .

 

  

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه 11 اردیبهشت1385 و ساعت 20:14 |

 

 

 

 

باران

 

امشب هوا بارانی است.چه بارانی  هم می بارد دلم شور می زند نمی دانم چرا...

آسمان می گرید و سفره دل خود را برای ما آدمهای  بی تفاوت باز کرده...

نمی دانم در آسمان چه خبر شده که اینطور می گرید

نمی دانم اشک شوق است یا غربت و فراق...

خوش به

 حال ابرها آن بالا فارغ از هر چیز می آیند

و می روندگاهی می خندند و گاهی می گریند

دلم می خواست آن بالا بالاها  روی ابر ها بودم

آن بالا

آسمان آبی است، آسمان رنگ و بویی دیگر

 دارد.آنجا کسی برای مادیات دروغ نمی گوید

آنجا همیشه مردمانش صادقند...

آنجا که آدمی برای دل خود است..

آنجا که مردمانش از جنس آسمانند

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه 5 اردیبهشت1385 و ساعت 22:13 |
 

 

 

 

در عین اینکه خوشحالم ولی ناراحتم

در عین اینکه می خندم ولی  اشکمم می یاد

در عین اینکه با دوستامم ولی تنهام

در عین اینکه خوابم  ولی همه چیرو می بینم

در عین اینکه  جسمم اینجاست ولی خودم و روحم جای دیگه است

در عین اینکه زنده ام ولی مردم

در عین اینکه...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه 4 اردیبهشت1385 و ساعت 0:1 |
 



+ نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه 3 اردیبهشت1385 و ساعت 21:57 |