خدا تنها معشوقی است که عاشقانی داردکه هیچ یک از بودن دیگری
ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنهامعشوقش را تنها برای خود نمی خواهد
خدا تنها معشوقی است که عاشقانی داردکه هیچ یک از بودن دیگری
ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنهامعشوقش را تنها برای خود نمی خواهد
برای او که بودنش برایم محال بود
وقتی که دیگر نبود، من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد،
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد ، من شروع کردم
وقتی او تمام شد ، من آغازشدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها ماندن
مثل ...
من نمی گویم درین عالم
گرم پو ،تابنده،هستی بخش
چون خورشید باش
تا توانی
پاک ،روشن،
مثل باران،
مثل مروارید باش
چه زیباست برای کسی که می خواهد صیغه های توانستن را صرف کند و به داشتن برسد
داشتن اهورایی زیبا و خالص و پاک ،داشتنی که توام با فروتنی است و
نیز اخلاص... که اگر دوستی با اخلاص باشد دوست را به دوست شبیه می سازد
دکتر علی شریعتی